<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اعتقادی.اخلاقی</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 02 Sep 2018 17:13:20 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>امتحان دو بزرگ</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/207</link>
<description>درراه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دونفرازبزرگان را امتحان کند... به شیخ بهائی که اسبش جلو میرفت گفت این میرداماد چقدربی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند شیخ بهائی گفت &quot;کوهی ازعلم ودانش بر آن اسب سوار است،حیوان کشش این همه عظمت را ندارد ساعتی بعد عقب ماند وبه میرداماد گفت این شیخ بهائی رعایت نمیکند،دائم جلوتر می تازد میرداماد گفت&quot;اسب ایشان ازاینکه ادم بزرگی چون شیخ بهائی برپشتش سوار است سرازپا نمیشناسد ومیخواهد از شوق بال دربیاورد درغیاب یکدیگر حافظ آبروی هم</description>
<pubDate>Sun, 02 Sep 2018 17:13:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/207</guid>
</item>
<item>
<title>ترازو</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/206</link>
<description>مرﺩ ﻓﻘﯿﺮﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮐَﺮِﻩ درست میکرد ، ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐَﺮِﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ ﻣﺮﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﻟﻰ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﯾﺪ. ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺮﺩ ﺑﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﺮ ﮐﺮﻩ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ . ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﻰ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﮔﻔﺖ: ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﻧﻤﻰ ﺧﺮﻡ، ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺘﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻭﺯﻥ ﺁﻥ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ.</description>
<pubDate>Sun, 02 Sep 2018 17:06:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/206</guid>
</item>
<item>
<title>برای رضای خدا نه رضای دل بنده خدا</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/205</link>
<description>عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت مردی که آنجا بود عابد را شناخت ، به نانوا گفت این مرد را می شناسی ؟ گفت نه . گفت فلان عابد بود نانوا گفت من از مریدان اویم ، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد . وقتی همه شام خوردند ، نانوا گفت استاد دوزخ_یعنی_چه؟ عابد فرمود ، دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ</description>
<pubDate>Tue, 28 Aug 2018 10:15:45 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/205</guid>
</item>
<item>
<title>کریم فقط خداست</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/204</link>
<description>درویشی تهی دست ازکنارباغ کریم خان زند میگذشت چشمش به شاه افتاد وبا دست اشاره ای به او کرد کریم خان دستور داد اورا به داخل باغ آوردند کریم خان به درویش گفت چه میخواهی؟ درویش گفت نام من کریم است ونام تو هم کریم وخدا هم کریمه &quot; آن کریم به تو چه داده وبه من چه داده کریم خان درحال کشیدن قلیان بود،گفت چه میخواهی؟ درویش گفت همین قلیان مرا بس است چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد تا بفروشد،خریدارقلیان کسی نبود جز کسی که به خدمت شاه میرفت ومیخواست تحفه ای</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2018 07:23:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/204</guid>
</item>
<item>
<title>با چه کسی همنشین شویم</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/203</link>
<description>پیامبر اکرم (ص) فرمودند: حوارییون از حضرت عیسی (ع)پرسیدند: ما با چه کسانی همنشینی داشته باشیم؟ حضرت عیسی (ع)درپاسخ فرمودند&quot; با کسی همنشینی ومجالست داشته باشید&quot; که دیدن او شما رابه یاد خدا بیاندازد سخن او بر علم ودانش شما بیافزاید عملش شما را به آخرت تشویق کند قال رسول الله صلی الله علیه وآله قالت الحوارییون لعیسی:یا روح الله ،من نجالس؟ قال:من یذکرکم الله رویته،ویزید فی علمکم منطقه،ویرغبکم فی الاخرة عمله</description>
<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 15:41:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/203</guid>
</item>
<item>
<title>انتشار مطالب مستهجن</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/202</link>
<description>برای کسانی که مطالب مستهجن را درگروه ها منتشر میکنند&quot; متن آیه: (ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا والاخرة والله یعلم وانتم لا تعلمون) ترجمه: بی گمان کسانی که دوست میدارند گناهان بزرگی چون(زنا)درمیان مومنان پخش گردد،ایشان دردنیا وآخرت شکنجه وعذابی دردناک دارند،خداوند میداند (عواقب شوم وآثار مرگبار اشاعه فحشاء را) وشما نمیدانید ابعاد مختلف پخش گناهان و پلشتیها را</description>
<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 15:23:26 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/202</guid>
</item>
<item>
<title>خبررسان نباشیم</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/201</link>
<description>فردی نزد حکیمی رفت وگفت&quot; خبرداری فلانی درباره ات چقدر غیبت وبدگویی کرده؟ حکیم با تبسم گفت&quot; اوتیری را به سوی من پرتاب کرد که به من نرسید،تو چرا آن را برداشتی وبه قلبم فروکردی؟ یادمان باشد هیچوقت سبب نقل کینه ها ودشمنی ها نباشیم</description>
<pubDate>Fri, 24 Aug 2018 08:19:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/201</guid>
</item>
<item>
<title>جای خدا نباشیم</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/200</link>
<description>روزی درنماز جماعت موبایل یه نفرزنگ خورد... زنگ موبایل آن مرد یک ترانه بود.. بعدازنمازهمه اورا سرزنش کردند.. واو دیگر آنجا به نماز نرفت... همان مرد به کافه ای رفت وناگهان قلیان از دستش افتاد وشکست مرد کافه چی با خوشرویی به او گفت فدای سرت نگران نباش او ازآن روز مشتری دائمی آن کافه شد. حکایت ما است... جای خدا مجازات میکنیم...جای خدا میبخشیم..جای خدا.... اون خدایی که من میشناسم اگه بنده ای اشتباهی بکند،اینجوری بهاش برخورد نمیکند شما جای خدا نیستی اینو هیچ وقت</description>
<pubDate>Wed, 22 Aug 2018 18:52:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/200</guid>
</item>
<item>
<title>خودمان را به خواب نزنیم</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/199</link>
<description>گویند مردی وارد کاروانسرا شد تا کمی استراحت کند... کفشاشو گذاشت زیر سرش وخوابید... طولی نکشید که دونفر وارد آنجا شدند... یکی از اون دو نفر گفت طلاها را بزاریم زیر اون جعبه... اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی بریم طلاها را میبرد... گفتند امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برداریم اگر بیدار باشه معلوم میشه... مرد که حرفهای اونا را شنیده بود خودش را به خواب زد واونها کفشاشو برداشتن ومرد هیچ واکنشی نشون نداد گفتند پس خوابه...طلاها را بزاریم زیر جعبه...</description>
<pubDate>Tue, 21 Aug 2018 18:18:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/199</guid>
</item>
<item>
<title>حدیث</title>
<link>https://sajad3876.blogfa.com/post/198</link>
<description>امام علی علیه السلام میفرماید&quot; الدنیا دارالبلاء،والاخرة دارالجزاء ودارالبقاء، فاعمل لما یبقی،واعدل عما یفنی،ولا تنس نصیبک من الدنیا ترجمه&quot; حضرت فرمودند: دنیا سرای آزمایش است وآخرت سرای سزا دیدن وخانه ماندگاری است پس برای آنچه ماندگار است کار کن وازآنچه نابود میشود روی بگردان ودرعین حال بهره ات را ازدنیا فراموش نکن...</description>
<pubDate>Tue, 21 Aug 2018 18:08:37 +0330</pubDate>
<dc:creator>sajad3876</dc:creator>
<guid>sajad3876.blogfa.com/post/198</guid>
</item>
</channel>
</rss>
