امتحان دو بزرگ

درراه مشهد شاه عباس تصمیم گرفت دونفرازبزرگان را امتحان کند...

به شیخ بهائی که اسبش جلو میرفت گفت این میرداماد چقدربی عرضه است اسبش دائم عقب می ماند

شیخ بهائی گفت "کوهی ازعلم ودانش بر آن اسب سوار است،حیوان کشش این همه عظمت را ندارد

ساعتی بعد عقب ماند وبه میرداماد گفت این شیخ بهائی رعایت نمیکند،دائم جلوتر می تازد

میرداماد گفت"اسب ایشان ازاینکه ادم بزرگی چون شیخ بهائی برپشتش سوار است سرازپا نمیشناسد ومیخواهد از شوق بال دربیاورد

                               درغیاب یکدیگر حافظ آبروی هم باشیم

ترازو

مرﺩ ﻓﻘﯿﺮﻯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮐَﺮِﻩ درست میکرد ، ﺁﻥ ﺯﻥ ﮐَﺮِﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﯾﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮﯾﻰ ﻣﻰ ﺳﺎﺧﺖ

ﻣﺮﺩ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﻰ ﺍﺯ ﺑﻘﺎﻟﻰ ﻫﺎﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺎﯾﺤﺘﺎﺝ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﺮﯾﺪ.

ﺭﻭﺯﻯ ﻣﺮﺩ ﺑﻘﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﮐﺮﻩ ﻫﺎ ﺷﮏ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﻨﺪ . ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺯﻥ ﮐﺮﺩ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﺮ ﮐﺮﻩ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺑﻮﺩ .
ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻋﺼﺒﺎﻧﻰ ﺷﺪ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﮔﻔﺖ:
ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﻧﻤﻰ ﺧﺮﻡ، ﺗﻮ ﮐﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﻰ ﻓﺮﻭﺧﺘﻰ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﻭﺯﻥ ﺁﻥ ۹۰۰ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ.

ﻣﺮﺩ ﻓﻘﯿﺮ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺷﺪ
ﻭ ﺳﺮﺵ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:
ﻣﺎ ﺗﺮﺍﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﺮﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺁﻥ ﯾﮏ ﮐﯿﻠﻮ ﺷﮑﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﺯﻧﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﯾﻢ.

                    ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ: ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﻰ ﮔﯿﺮﯾﻢ

برای رضای خدا نه رضای دل بنده خدا

عارفی معروف به نانوایی رفت و چون لباس درستی نپوشیده بود نانوا به او نان نداد و عابد رفت

مردی که آنجا بود عابد را شناخت ، به نانوا گفت این مرد را می شناسی ؟ گفت نه . گفت فلان عابد بود

نانوا گفت من از مریدان اویم ، دوید دنبالش و گفت می خواهم شاگرد شما باشم ، عابد قبول نکرد

نانوا گفت اگر قبول کنی من امشب تمام آبادی را طعام می دهم ، عابد قبول کرد . وقتی همه شام خوردند ، نانوا گفت استاد دوزخ_یعنی_چه؟

عابد فرمود ، دوزخ یعنی اینکه تو برای رضای خدا یک نان به بندۀ خدا ندادی ولی برای رضایت دل بندۀ خدا یک آبادی را نان دادی


کریم فقط خداست

درویشی تهی دست ازکنارباغ کریم خان زند میگذشت

چشمش به شاه افتاد وبا دست اشاره ای به او کرد

کریم خان دستور داد اورا به داخل باغ آوردند

کریم خان به درویش گفت چه میخواهی؟

درویش گفت نام من کریم است ونام تو هم کریم وخدا هم کریمه "

آن کریم به تو چه داده وبه من چه داده

کریم خان درحال کشیدن قلیان بود،گفت چه میخواهی؟

درویش گفت همین قلیان مرا بس است

چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد تا بفروشد،خریدارقلیان کسی نبود جز کسی که به خدمت شاه میرفت ومیخواست تحفه ای برای شاه ببرد،ناگاه چشمش به قلیان افتاد واورا لایق کریم خان دانست

پس جیب درویش را پر از سکه کرد وقلیان رابرد

چند روز گذشت ودرویش برای تشکرنزد کریم خان رفت،ناگهان چشمش به قلیان افتاد وبه کریم خان گفت ،،،نه من کریمم نه تو کریم

             کریم فقط خداست که جیب مرا پرازسکه کرد وقلیان تو هم سرجایش است

با چه کسی همنشین شویم

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

حوارییون از حضرت عیسی (ع)پرسیدند:

ما با چه کسانی همنشینی داشته باشیم؟

حضرت عیسی (ع)درپاسخ فرمودند"

با کسی همنشینی ومجالست داشته باشید"

که دیدن او شما رابه یاد خدا بیاندازد

سخن او بر علم ودانش شما بیافزاید

عملش شما را به آخرت تشویق کند

قال رسول الله صلی الله علیه وآله

قالت الحوارییون لعیسی:یا روح الله ،من نجالس؟

قال:من یذکرکم الله رویته،ویزید فی علمکم منطقه،ویرغبکم فی الاخرة عمله

انتشار مطالب مستهجن

برای کسانی که مطالب مستهجن را درگروه ها منتشر میکنند"

متن آیه:

(ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا والاخرة والله یعلم وانتم لا تعلمون)

 

ترجمه:

بی گمان کسانی که دوست میدارند گناهان بزرگی چون(زنا)درمیان مومنان پخش گردد،ایشان دردنیا وآخرت شکنجه وعذابی دردناک دارند،خداوند میداند

(عواقب شوم وآثار مرگبار اشاعه فحشاء را)

وشما نمیدانید ابعاد مختلف پخش گناهان و پلشتیها را

خبررسان نباشیم

فردی نزد حکیمی رفت وگفت"

خبرداری فلانی درباره ات چقدر غیبت وبدگویی کرده؟

حکیم با تبسم گفت"

اوتیری را به سوی من پرتاب کرد که به من نرسید،تو چرا آن را برداشتی وبه قلبم فروکردی؟

               یادمان باشد هیچوقت سبب نقل کینه ها ودشمنی ها نباشیم

جای خدا نباشیم

روزی درنماز جماعت موبایل یه نفرزنگ خورد...

زنگ موبایل آن مرد یک ترانه بود..

بعدازنمازهمه اورا سرزنش کردند..

واو دیگر آنجا به نماز نرفت...

همان مرد به کافه ای رفت وناگهان قلیان از دستش افتاد وشکست

مرد کافه چی با خوشرویی به او گفت فدای سرت نگران نباش 

او ازآن روز مشتری دائمی آن کافه شد.

حکایت ما است...

جای خدا مجازات میکنیم...جای خدا میبخشیم..جای خدا....

اون خدایی که من میشناسم اگه بنده ای اشتباهی بکند،اینجوری بهاش برخورد نمیکند

شما جای خدا نیستی اینو هیچ وقت اینو یادت نره

چقدرخوبه اگر کسی اشتباهی میکنه با خوشرویی بهاش برخورد کنیم نه اینکه باخشم تحقیرش کنیم وباعث ترک اعمال خوب بشیم...

خودمان را به خواب نزنیم

گویند مردی وارد کاروانسرا شد تا کمی استراحت کند...

کفشاشو گذاشت زیر سرش وخوابید...

طولی نکشید که دونفر وارد آنجا شدند...

یکی از اون دو نفر گفت طلاها را بزاریم زیر اون جعبه...

اون یکی گفت نه اون مرد بیداره وقتی بریم طلاها را میبرد...

گفتند امتحانش کنیم کفشاشو از زیر سرش برداریم اگر بیدار باشه معلوم میشه...

مرد که حرفهای اونا را شنیده بود خودش را به خواب زد واونها کفشاشو برداشتن ومرد هیچ واکنشی نشون نداد

گفتند پس خوابه...طلاها را بزاریم زیر جعبه...

بعد ازرفتن آن دو مرد بلند شد ورفت واثری ازطلاها نبود ومتوجه شد که همه حرفها به خاطر این بود که در عین بیداری کفشهایش را بدزدند...

    یادمان باشد در زندگی هیچ وقت خودمان را به خواب نزنیم که متضرر میشویم

حدیث

امام علی علیه السلام میفرماید"

الدنیا دارالبلاء،والاخرة دارالجزاء ودارالبقاء،

فاعمل لما یبقی،واعدل عما یفنی،ولا تنس نصیبک من الدنیا

ترجمه"

حضرت فرمودند:

دنیا سرای آزمایش است وآخرت سرای سزا دیدن وخانه ماندگاری است

پس برای آنچه ماندگار است کار کن وازآنچه نابود میشود روی بگردان ودرعین حال بهره ات را ازدنیا فراموش نکن...

 

 

عرفه=میعادگاه

دوستان عزیز

دراین روز که با خدا روبرو میشویم

دوستان را فراموش نکنیم

محتاج دعای خیر شما هستم

به خدا پشت نکنیم

دانشجویی به استادش گفت "

استاد اگر خدا رابه من نشان بدهی اورا عبادت وپرستش میکنم وتا نبینم اورا عبادت نمیکنم

استاد به انتهای کلاس رفت وپشت سر دانشجو قرار گرفت وبه شاگردش گفت آیا تو مرا میبینی؟

دانشجو گفت :نه استاد وقتی پشت به شما باشم مسلما شما رانمیتوانم ببینم

                   استاد به کنار او رفت ونگاهی به او کرد وگفت:

            تا زمانی که پشت به خدا کرده باشیم هرگز اورا نخواهیم دید!!!

 

وعده و وعید

برسه به دست کسانی که وعده دادند وبازهم وعده میدهند"

پادشاهی در زمستان به نگهبانی گفت"سردت نیست؟

نگهبان گفت:عادت دارم

پادشاه گفت:می گویم برایت لباس گرم بیاورند وفراموش کرد!!!

صبح جنازه آن نگهبان را دیدند

روی دیوار نوشته بود"به سرما عادت داشتم اما وعده لباس گرمت مرا ازپای درآورد.....

                    لطفا مواظب وعده هایتان باشید...!!!

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا میدانید فایده گفتن

(بسم الله الرحمن الرحیم)

درآغاز هرکاری چیست؟

اگر شما عادت کنید که در ابتدای هرکاری بسم الله الرحمن الرحیم بگویید،

فردا درروز قیامت وقتی نامه اعمالتان بدستتان داده میشود"

قبل از آنکه آن را بخوانید بسم الله الرحمن الرحیم میگوید

وناگهان میبینید که همه گناهانتان از نامه اعمالتان پاک شده است

میپرسید چی شده است؟

در این زمان از طرف خداوند ندا می آید که ای بنده من،تو ما را با نام رحمن ورحیم خوانده ای

پس ما هم مقابله به مثل کرده ایم وگناهان تو را بخشیدیم

بذر دین

پدر به پسر خوردسالش یک بطری کوچک که داخل آن یک عدد پرتقال بزرگ بود داد!!!

کودک با تعجب درون بطری را نگاه میکرد وبا خود میگفت چطور پرتقال به این بزرگی داخل این بطری کوچک رفته است؟؟

کودک خیلی تلاش کرد تا پرتقال را دربیاورد ولی بی فایده بود...

سپس از پدرش پرسید؟

چه طوری این پرتقال داخل این باطری رفته است؟

آخه دهنه این بطری خیلی کوچک است

پدر کودک را به باغ برد ویک بطری خالی کوچک را به یکی از شاخه های درخت پرتقال بست.

سپس یکی از شکوفه های کوچک را داخل بطری قرار داد

روزها سپری شد وشکوفه تبدیل به میوه شد تا جایی که خارج کردن پرتقال از بطری غیر ممکن بود

بعدازمشاهده این موضوع کودک راز این پرتقال را فهمید...

پدر به پسر گفت چیزی که امروز مشاهده کردی همان دین است

اگر از خورد سالی بذر اعتقادات دینی را درون ذهن کودک بکاریم درهنگام خارج کردنش خیلی سخت میشود

دقیقا مثل این پرتقال که خارج کردنش محال است

مگر اینکه آن را بشکنیم وازبین ببریم

تلنگر"لقمه حرام

اگر امروز مواظب لقمه غذایت نباشی

فردا مجبوری مواظب "

حجاب دخترت

غیرت پسرت

حیای همسرت

و....

باشی

                      زیرا لقمه حرام شروع کننده همه مصیبت ها است

سنگریزه ها را کنار بگذاریم

سنگریزه "ریز است وناچیز

اما اگر درجوراب یا کفش باشد،

ما را از راه رفتن بازمیدارد"

درزندگی هم"بعضی مسائل ریزاندوناچیز...

اما مانع حرکت به سمت خوبی ها وآرامش ما میشوند...

کم احترامی یا نامهربانی به پدر ومادر"

نگاه تحقیر آمیزبه فقرا"

تکبر وفخرفروشی به مردم"

منت گذاشتن هنگام کمک کردن"

نپذیرفتن عذر خطای دوستان"

بخشی از سنگریزه های مسیر تکامل ما هستند...

آنها را به موقع کناربگذاریم...

تا اززندگی لذت ببریم...

مغرور نباشید

وقتی پرنده ای زنده است"مورچه را میخورد...

وقتی میمیرد "مورچه او را میخورد...

شرایط به مرور زمان تغییر میکند...

هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید

شاید امروز قدرتمند باشید اما...

زمان از شما قدرتمند تر است...

یک درخت هزاران چوب کبریت را میسازد

اما...

یک چوب کبریت میتواند،هزاران درخت را بسوزاند!

                             پس خوب باشید وخوبی کنید

خدایا ممنون

آتش نمیسوزاند

ابراهیم را...

ودریایی که غرق نمی کند

موسی را...

نهنگی که نمی خورد

یونس را...

کودکی که مادرش اور ابه دست موجهای نیل میسپارد تا برسد به خانه تشنه به خونش

دیگری را برادرانش به چاه می اندازند...سر ازخانه عزیز مصر درمی آورد

آیا هنوز هم نیاموختیم که اگر همه عالم قصد ضرر رساندن به مارا داشته باشند

                         و خدانخواهد نمیتوانند

پس

به تدبیرش "اعتماد کن

به حکمتش"دل بسپار

به او"توکل کن

وبه سمت او قدمی بردار

حدیث

                         امام صادق علیه السلام فرمودند"

گناهی که نعمت ها را تغییر میدهد"                 تجاوز به حقوق دیگران است

گناهی که پشیمانی می آورد"                          قتل است

گناهی که گرفتاری ایجاد میکند"                     ظلم است

گناهی که آبرو میبرد"                                 شرابخواری است

گناهی که جلوی روزی را میگرید"                 زنا است

گناهی که مرگ را شتاب می بخشد"                قطع رابطه با خویشان است

گناهی که مانع استجابت دعا میشود وزندگی را تیره میکند"         

نافرمانی از پدر ومادر است

                               علل الشرایع ج2ص584