یک کلید برای سه قفل

داستانک:
حضرت حجه الاسلام و المسلمین هاشمی نژاد می فرمودند:
یک پیرمرد مسنّی  ماه مبارک رمضان « مسجد لاله زار» می آمد خیلی آدم موفقی بود همیشه قبل از اذان توی مسجد بود.
 
به او گفتم حاج آقا شما خیلی موفّق هستید من هر روز که مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید.
گفت: نه آقا من هر چه دارم از نماز اول وقت دارم. بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.
 
مرحوم « حاج شیخ حسن علی نخودکی» باغچه ای در  نجودک داشت به آنجا رفتم و ایشان را پیدا کردم و به ایشان گفتم: من سه حاجت مهم دارم دلم می خواهد هر سه تا را خدا توی جوانی به من بدهد. یک چیزی یادم بدهید.
 
فرمودند: چی می خواهی؟
گفتم: یکی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرّف شوم. چون حج در جوانی یک لذّت دیگری دارد.
فرمودند: نماز اوّل وقت به جماعت بخوان.
گفتم: دوّمین حاجتم این است که دلم می خواهد یک همسر خوب خدا به من عنایت کند.
فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
سوم اینکه خدا یک کسب آبرومندی به من عنایت فرماید.
 
فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان.
 این عملی را که ایشان فرمودند من شروع کردم و توی فاصله ی سه سال هم به حج مشرّف شدم هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم کسب با آبرو به من عنایت کرد.[ داستانهایی از مردان خدا صفحه۵]

بهارمومن چه فصلی است؟؟؟

امام صادق علیه السلام  فرمودند:       
الشِّتَاءُ رَبِیعُ الْمُؤْمِنِ یَطُولُ فِیهِ لَیْلُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى قِیَامِهِ وَ یَقْصُرُ فِیهِ نَهَارُهُ فَیَسْتَعِینُ بِهِ عَلَى صِیَامِهِ
 
زمستان ، بهار مومن است ؛ از شبهای طولانی اش برای شب زنده داری ، و از روزهای کوتاهش برای روزه داری بهره می گیرد [وسائل الشیعه، ج‏۱۰، ص: ۴۱۴]
 
زمستان شبهای بسیار بلند و طولانیی دارد . اشخاصی که دغدغه خودسازی و نماز شب دارند بهترین فرصت است که از این فصل سال شروع کنند
 
شب های بلند بی عبادت چه کنم؟؟؟…
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم؟؟؟…
گویند کریم است و گنه میبخشد…
گیریم که ببخشد! ز خجالت چه کنم؟؟؟…
 
داستانک:
پس از آنکه حضرت مریم علیها السّلام از دنیا رفت، حضرت عیسی علیه السّلام جنازه ی او را پس از تجهیز به خاک سپرد، سپس روح مادرش را دید و گفت: «مادر! آیا هیچ آرزویی داری؟»
 
مریم علیها السّلام پاسخ داد: «آری، آرزویم این است که در دنیا بودم و شب های سرد زمستانی را با مناجات و عبادت در درگاه خدا به بامداد می رساندم و روزهای گرم تابستان را روزه می گرفتم»[داستان هایی از یاد خدا، صفحه ۲۸]

شاه یا غلام؟؟؟

یکی از مسائل مهم در روانشناسی، بحث شخصیت و نظریه های مربوط به آن است. به جرأت می توان گفت آنچه مطالعات پراکنده روانشناسی را انجسام می بخشد، تفسیر این یافته ها و مطالعات در قالب یک نظریه منسجمی است که بتواند رفتار انسان را در تمامی ابعاد شخصیتی توجهی و تبیین نماید.
 
حال باید در رابطه با اشخاص مختلف ، از عملکرد آنان ، پی به شخصیتشان برد
 
یکی از شخصیتهای تاریخ ؛ محمد رضا پهلوی است که در این نوشتارِ کوتاه، به یکی از شخصیتهای او می پردازیم
 
ادامه نوشته

شفاعت تمام شیعیان باکیست؟؟؟

أَقُولُ وَ رَوَى الْقَاضِی نُورُ اللَّهِ التُّسْتَرِیُّ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ فِی کِتَابِ مَجَالِسِ الْمُؤْمِنِینَ عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ:
إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّهُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَهُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَهُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکُوفَهُ الصَّغِیرَهُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیَهَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَهٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَهٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَهُ بِنْتُ مُوسَى وَ تُدْخَلُ‏ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی‏ الْجَنَّهَ بِأَجْمَعِهِمْ.
 
از امام صادق علیه السّلام روایت شده است که :
خدا را حرمى است که مکه است،  رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم را حرمى است که مدینه است، و راستى براى امیر المؤمنین علیه السّلام حرمى است که کوفه است و قم کوفه صغرى است .
همانا بهشت را ۸ در است که ۳ آنها بسوى قم است، در آن زنى از فرزندانم بنام فاطمه درگذرد و به شفاعت او همه شیعیانم به بهشت می روند [بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‏۵۷، ص: ۲۲۸]
 
داستانک:
شیخ عباس قمی(رحمت الله علیه) که به محدث قمی نیز معروف است، می گوید: درعالم رؤیا مرحوم میرزای قمی اعلی الله مقامه الشریف را دیدم،
از ایشان سؤال کردم: آیا اهل قم را حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) شفاعت خواهند کرد؟
 
میرزا چون این سخن را شنید ناراحت شد و نگاه تندی به من کرد و فرمود: چه گفتی؟
من دوباره سؤالم را تکرار کردم، باز با تندی به من فرمود: شیخ، تو چرا چنین سؤالی می کنی!؟ شفاعت اهل قم با من است، حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) تمام شیعیان جهان را شفاعت خواهند کرد ؛ [مردان علم در میدان عمل جلد ۳ صفحه ۳۶]
 
امروز که اینچنین به کرامت زبان زدى                   
تا رستخیز بهرِ شفاعت، چه ها کنى؟

توپی که شهیدزین الدین شوت نکرد

خداوند در قرآن می فرماید: بِالْوَالِدَیْن‏ احساناً
 
این « ب » در بالوالدین، باء الصاق است،  یعنی بدون واسطه
 
باید خودمان والدینمان را نگه داریم، نه آنکه به خانه سالمندان بدهیم
 
خودمان برایشان میوه بخریم، نه آنکه پول بدهیم تا دیگران بخرند و…
 
داستانک:
توی ظل گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند.
توی کوچه ی هجده متری.
تیم مهدی یک گل عقب است.
عرق از سر و صورت بچه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند.
اوت آخر است.
مادر می آید روی تراس « مهدی! آقا مهدی! برای ناهار نون نداریم ، برو از سرکوچه دو تا نون بگیر.»
توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها منتظرند.
توپ را می اندازد طرفشان .
می دود سر کوچه.
[نگفت دیگران بروند]  [برگرفته از کتاب « زین الدین » جلد ۱۰ از  مجموعه کتب یادگاران ]

دلسوزی ملک الموت برای 2نفر

داستانک:
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نشسته بود ، عزرائیل به زیارت آن حضرت آمد ، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان‏ها هستی ، آیا در هنگام جان کندن آن‏ها دلت برای کسی رحم آمد؟
 
عزرائیل گفت: در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

ادامه نوشته

کسی که دین را نمیپذیرد....

آخرین سخن ما با كسى كه دین را نمى‏پذیرد، چیست؟
برخى رانندگان، وسائلى را كه احتمال مىیدهند در جاده مورد نیازشان باشد همراه خود برمىیدارند، (از قبیل زنجیر چرخ، جك، چرخ اضافه، چراغ سیار) و بعضى بىیخیال به جاده مىیروند، چیزى با خود برنمىیدارند. به هر حال، یا نیازى به این وسائل پیش مى‏آید و یا پیش نمى‏آید. اگر نیازى نبود، راننده‏اى كه آنها را برداشته، ضررى نكرده فقط چند كیلو بار اضافه حمل كرده است ولى اگر به آن وسائل نیاز شد، كسى كه آنها را برنداشته در وسط جاده چه خواهد كرد؟
آرى، شرط عقل آن است كه انسان نسبت به حوادث احتمالى، پیش‏بینى لازم را بكند. بعد از این مثال به سراغ دین مى‏رویم؛
پیامبران از حساب و كتاب پس از مرگ در قیامت خبرهایى داده و دستوراتى داده‏اند. گروهى پذیرفته و گروهى منكر شده‏اند. كسانى كه پذیرفته‏اند در شبانه‏روز چند دقیقه‏اى با خدا گفتگو كرده و نماز مى‏خوانند. در سال چند روزى غذاى ظهر را تا به غروب تأخیر انداخته و از انجام برخى كارها دورى كرده‏اند. بر فرض كه حساب و كتابى در كار نباشد، چه ضررى كرده‏اند و چه چیزى را از دست داده‏اند؟ ولى كسانى كه به نداى انبیا گوش ندادند، اگر با حساب دقیق خداوند برخورد كنند و دستشان خالى باشد، چه خواهند كرد؟
آرى، عاقل كسى است كه حتى اگر یقین به قیامت ندارد به خاطر حساب و كتاب، خود را آماده كند و هشدارهاى انبیا را جدى بگیرد.
هنگامى كه فرعون تصمیم گرفت موسى‏علیه السلام را بكشد، یكى از اطرافیان فرعون كه ایمان خود را كتمان كرده بود گفت: آیا كسى را كه مى‏گوید پروردگار من اللّه است و دلائل روشنى براى شما آورده، مى‏كشید؟ اگر دروغ بگوید به ضرر خودش خواهد بود (و كارى به حكومت شما ندارد) ولى اگر راست بگوید، آن قهر و عذابى را كه به منكران وعده مى‏دهد به شما خواهد رسید. «اِن یك كاذباً فعلیه كِذبُه و اِن یَكُ صادقاً یُصِبكم بَعض الّذى یَعِدكم»

ازدواج های امروزی

همه چیز را ازخدا بخواهیم...

عن النّبی صلی الله علیه و آله: لِیسألْ أحدُکم رَبَّه حاجَتَهُ کلَّها حتّی یسألَهُ شِسْعَ نَعلِهِ إذا انقَطَعَ.[۱]
از پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود : هر یک از شما باید تمام نیازهای خود را از خدا درخواست کند؛ حتّی اگر بندِ کفشش پاره شد، آن را از خدا بخواهد.
چند روایت داریم که تأکید می‌کنند انسان انواع نیازهای خود را از خداوند متعال بخواهد از جمله روایت فوق و این روایت: « فیما أوحَی اللّهُ إلی موسی علیه السلام: یا موسی، سَلْنی کلَّ ما تَحتاجُ إلَیهِ، حتّی عَلَفَ شاتِک، و مِلحَ عَجینِک.»[۲]
در آنچه خداوند به موسی وحی کرده است: ای موسی! هر چه نیاز داری از من بخواه، حتّی علوفه گوسفند و نمک خمیرت را.
پیام و منظور اصلی این روایات:
(۱) انسان نباید تصور کند که فقط در مشکلات و حوائج بزرگ باید رو به خدا آورد و از او درخواست کند بلکه انسان باید بداند حتی نیازهای کوچکش را هم اگر اراده و حول و قوه الهی نباشد هیچ کس نمی‌تواند انجام دهد.  « لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم ». به عبارت دیگر این روایات انسان را به توحید مطلق دعوت می‌کند ؛ اینکه انسان همه نیازها و همه وجود خود را تسلیم خدا نماید و از خدا بخواهد که اگر خدا نخواهد این پلک چشم را هم نمی‌توانیم روی هم بگذاریم. معنای خواستن و اراده کردن انسان این نیست که می‌تواند بلکه توحید این است: در عین حالی که انسان توان خودش را به کار می‌گیرد بداند که این توان، تمام علت نیست. این توان را اوّلاً خدا به انسان داده و ثانیاً همین توان در صورت خواست خدا اثر می‌کند و هیچ علتی بدون اذن تکوینی او در معلول مؤثر نمی‌شود. شأن چاقو این است که ببُرد ولیکن اگر خدا نخواهد نمی‌برد، لذا سر حضرت اسماعیل بریده نشد و همچنین شأن آتش، سوزاندن است ولی حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش افتاد و به اذن الله نسوخت. توحید معنایش این است انسان در همه نیازها توجه اصلی‌اش به خدا باشد نه اینکه تلاش نکند بلکه بداند تلاش او بدون اذن تکوینی خداوند متعال و بدون حول و قوه الهی اثر ندارد. در نماز هم می گوییم « بحول الله و قوته اقوم و اقعد » یعنی من بلند می‌شوم ولی توانش از خداست و اگر توان او نباشد من نمی‌توانم بلند شوم.
(۲) پیام دوم روایت : در متن روایت دیگری از امام باقر علیه السّلام تصریح شده است که می‌فرماید:
« الإمامُ الباقرُ علیه السلام: لا تُحَقِّرُوا صَغیرا مِن حَوائجِکم ؛ فإنّ أحَبَّ المؤمنینَ إلَی اللّهِ تَعالی أسألُهُم. »[۳]
حاجت‌های کوچک خود را خرد و کم اهمیت مشمارید ؛ زیرا محبوبترین مؤمنان نزد خداوند متعال کسی است که بیشترین درخواست را داشته باشد.
   
ا.........................
[۱]. میزان الحکمه.، ج۴، ص۲۴.
[۲]. میزان الحکمه. .، ج۴، ص۲۳
[۳]. میزان الحکمه.، ج۴، ص۲۴

خوشا به حال کسی که.......

قالَ عَلِی اَمیرَالمُؤمِنینَ عَلَیهِ السَّلامُ:  
طُوبی لِمَن ذَکرَ المَعادَ وَ عَمِلَ لِلحِسابِ وَ قَنِعَ بِالکفافِ وَ رَضِی عَنِ اللهِ[1]
 
ترجمه حدیث: حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
خوشا به حال کسی که همیشه به یاد آخرت و معاد باشد و کار و تلاشی که انجام می‌دهد برای روز حساب باشد، و قناعت و بسنده کند به آن‌چه خداوند روزی او کرده است و از خداوند متعال راضی باشد.
 
شرح حدیث: حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: خوشا به حال انسانی که این چهار چیز در او باشد. اوّل: آخرت و معاد را فراموش نکند. ازجمله ایشان معلوم می‌شود یکی از امور بسیار مهمّی که باعث لغزش و هلاکت انسان می‌شود، همانا فراموش کردن مرگ و قیامت و... می‌باشد.
 دوّم: در قیامت مواقف متعددّی می‌باشد ولی حضرت علیه السلام موقف حساب را ذکر می‌فرماید. این کار و تلاشی که می‌کنی،چون می‌دانی حساب از تو می‌خواهند پس باید مراقبت کنی؛ هم در چگونگی وکیفیّت عمل و هم در مقدار و کمّیت آن برای پس دادن حساب.
 سوّم: حضرت کفاف را می‌فرماید؛ یعنی به همان مقدار که گذران زندگی انسان است و محتاج به دیگران نباشد و خداوند روزی او کرده است قانع باشد. او زیاده خواهی ندارد، زیرا می‌داند آخرت در پیش روی اوست و آن‌چه به دست آورده، زیادی است می‌گذارد و می‌رود و حساب آن هم از او کشیده می‌شود.
 چهارم: رضایت انسان ازخداوند در تمامی اوقات، احوال و مکان که شکر و سپاس گزاری او را به دنبال دارد. زیرا حوادث و بلاها و... که انسان به آن‌ها مبتلا می‌شود، آزمایش و امتحان الهی بوده، یا به خاطر گناه، اشتباه، خطا و لغزش و در حقیقت عکس العمل اعمال خود اوست. او بداند که همیشه نظر و در ِ رحمت، نعمت و  مغفرت الهی به روی بندگان باز است و انسان با توبه و اصلاح اعمال و جبرانِ گذشته در حد توان می‌تواند از رحمت و مغفرت خداوند بهره‌مند شده و نه تنها شامل بخشش الهی شود، بلکه خداوند کریم به فضل خود آن بدی‌ها را هم تبدیل به خوبی‌ها و نعمت می‌کند. اگراین چهار چیز در انسان درست باشد، دنیا و آخرت او درست خواهد شد.
 
ا...................
[1]نهج البلاغه، کلمات قصار 44، صفحه 477

آیا یک گناه سرنوشت کسی رادگرگون میکند؟؟؟

آیا یك گناه، سرنوشت كسى را دگرگون مى‏كند؟
گاهى یك ویروس وارد بدن مى‏شود و تمام بدن را فلج مى‏كند. گاهى یك جرقه زده مى‏شود و منطقه‏اى به آتش كشیده مى‏شود. گاهى یك حسادت سبب توطئه قتل یوسف مى‏شود. گاهى لقمه حرام یا طمع رسیدن به حكومت، انسان را تا كشتن امام حسین علیه السلام پیش مى‏برد.
معمولا هر گناهى، زمینه‏ساز گناه بزرگ‏ترى است. قرآن در این زمینه مى‏فرماید: «بَلى‏ مَن كَسب سیّئةً و أحاطت به خَطیئتُه فاولئك أصحابُ النّار هم فیها خالدون»(سوره بقره، آیه 8) كسى كه به سراغ خلافى رود و آثار شوم آن خلاف او را احاطه كند، براى همیشه در دوزخ خواهد بود.
اگر پرده حیا پاره شود، گناه براى انسان راحت مى‏شود. به همین دلیل در دعاى كمیل مى‏خوانیم: «الّلهم اغفِر لى الذّنوب الّتى تَهتك العِصَم» یعنى خداوندا! آن گناهانى كه پرده عصمت و پاكى را هتك و پاره مى‏كند، بر من ببخش.

چرا خدا ما را آزمایش میکند؟؟؟؟

خدایى كه به وضع و حال ما و به هر چیزى آگاه است، چرا ما را مورد آزمایش قرار مى‏دهد؟
آزمایش الهى براى آن است كه مدّعیان راستین از مدّعیان دروغین شناخته شوند. همه انسان‏ها به نوعى ادّعا مى‏كنند كه آدم‏هاى خوبى هستند، امّا به هنگام امتحان، افراد شناخته مى‏شوند و هركس مى‏فهمد كه چه مقدار در ادّعایش راستگو بوده است. خداوند مى‏فرماید: ما شما را به ترس، گرسنگى و كمبودها آزمایش مى‏كنیم: «ولَنَبلونّكم بشى‏ء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الاموال و الانفُسِ و الثّمرات و بَشِّر الصّابرین»( سوره بقره، آیه 155)
علاوه بر آنكه علم و دانستن خداوند، دلیل كیفر و پاداش نیست، بلكه باید از ما عملى سربزند تا به كیفر و پاداش برسیم. به چند مثال توجه كنید:
1- ما مى‏دانیم كه این خیّاط یا بنّا یا نجّار چگونه مى‏دوزد یا مى‏سازد، ولى بر اساس این دانش، به آنها مزد نمى‏دهیم، بلكه باید از آنان كارى سربزند تا استحقاق پاداش داشته باشند.
2- معلّم مى‏داند كه این دانش‏آموز اهل درس خواندن نیست، ولى نمى‏تواند قبل از امتحان او را مردود قلمداد كند. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: آزمایشات الهى براى علم پیدا كردن خداوند نیست، بلكه براى آن است كه بسترى ایجاد شود و از انسان عملى سرزند تا كیفر و پاداش بر مبناى عمل باشد.
اگر امتحان‏ها نباشد، انسان شناخته نمى‏شود.
صبر انسان، در برابر حوادث شناخته مى‏شود.
رضا و تسلیم انسان، در برابر حوادث تلخ شناخته مى‏شود.
قناعت و زهد انسان، به هنگام كمبودها روشن مى‏شود.
تقوى، حلم و ایثار انسان، در امتحان‏ها معلوم مى‏شود.

صنعتی که مخترعش شیطان است

صنعت استدراج! از ابداعات و اختراعات شیطان رجیم برای اغوای بشر است . از استدراج ما بیشتر با کلمه‌ی درجه آشنا هستیم. اصلی که شیطان با تعالیم خود در ذهن ما آن را نهادینه می‌کند تا حدی که همیشه باعث می‌شود مرتکب عمل خطا شده و هر روز آن را تکرار و بر غلظت آن بیافزائیم تا آنجا که عاقبت به تعبیر قرآن کریم “سَنَستَدرِجهُم مِن حَیث لا یَعلَمون”‌ است یعنی پله پله به طرف جهنم سقوط کردن . 


می‌خواهیم نماز قضایمان را بخوانیم

ادامه نوشته

قرآن گوش دهید ودرمان شوید

اضطراب، استرس، نا آرامی، افسردگی و مانند آن، از جمله معضلات نوع بشر، در هر عصر و زمانی است. از این رو پزشکان و محققان و حتی عالمان دینی، هر یک سعی در ارائه راهکارهایی برای درمان و بهبود این امراض روحی و روانی دارند.
 
اثر صوت قرآن کریم بر مولکول‌های آب:
بهترین فرمولی که شاید در دهه اخیر به طور علمی و تجربی برای همگان با انجام یکسری آزمایشات، آشکار شد، این بود که، اصوات، در ایجاد آرامش و رفع اضطراب از انسان ها بسیار می تواند تأثیر گذار باشد.
 

ادامه نوشته

شبهه ای درزیارت عاشورا

توی زیارت عاشورا، عبارتی وجود داره به این طریق که میگه:«انّی سلم لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم» یعنی من با کسی که با شما در صلح و آشتی باشد من هم با او در صلح هستم و با هرکسی که با شما سر جنگ داشته باشد منم با اون سر جنگ دارم.
 
اما مثلا یه کسانی هستند که این افراد

ادامه نوشته

فلسفه مصیبتهای مردم چیست؟؟؟

توی قرآن اومده که اگر مصیبتی به کسی میرسه به خاطر کارهاییه که خودش قبلا انجام داده: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ » شوری-30  یعنی: «و مصیبتی به شما نمی رسد مگر بخاطر آنچه که (خودتان) بدست آورده اید. » اما یه مبحث مهم اینجا مطرح میشه و اونم اینه که مگه مصیبت ها واسه امتحان آدما نیست، پس چرا گفته که این مصیبت ها بخاطر کارهای ناشایست و گناهانیه که خودتون قبلا اونا رو انجام دادین؟اول یه نکته رو توضیح بدم و اونم اینکه وقتی اینجا صحبت از مصیبت می کنیم، یعنی هرگونه شر و بدی و چیز ناراحت کننده ای که به انسان میرسه. بطور کلی علت مصیبت هایی که به انسان می رسه یکی از این سه دسته است:
 

ادامه نوشته

آغاز همه کارها به نام خدا

قال على (علیه السلام):
«کُلُّ اَمْر ذى بال لَمْ یُذْکَرْ فیهِ اسْمُ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرُ»; «هر کار داراى اهمیّتى که بدون یاد خدا آغاز گردد، به سرانجام نمى رسد» (1).
 
شرح و تفسیر:
یاد خداوند در تمام اعمال و گفتار انسان مؤثّر است و غفلت از آن نتیجه منفى دارد. بر این اساس در این روایت شریف توصیه به ذکر نام الله در هر کارى شده است و روشن است که منظور از بردن نام خدا و آغاز هر کارى به نام او، فقط گفتن بسم الله نیست، بلکه هدف این است که خداوند در تمام اعمال ما حضور داشته باشد، بدین جهت در این روایت، بر خلاف روایات مشابه، به جاى «لَمْ یُبْدَأْ»(2) جمله «لَمْ یُذْکَرْ» آمده است. که نه تنها در شروع کار، بلکه در ادامه کار هم ذکر الله لازم است.
 
چگونه خدا را یاد کنیم؟
«ذکر الله» و به یاد خالق و آفریدگار جهان هستى بودن انواعى دارد، برترین آن این است که انسان بداند او وجودى است وابسته، که بدون تکیه بر خداوند، حتّى براى یک لحظه، نمى تواند به زندگى خود ادامه دهد. وابستگى ما انسان ها، بلکه تمام موجودات جهان هستى به خداوند متعال، مانند وابستگى نور چراغ ها به منبع انرژى است که در ابتدا و ادامه نیاز به آن منبع دارد. اگر انسان به این مرحله از یاد خدا برسد و از آن غفلت نکند، بدون شک متحوّل و دگرگون مى گردد و دیگر به هیچ کس جز خدا تکیه نمى کند و امکان ندارد که آلوده به گناه شود; زیرا چنین انسانى همواره خویش را در محضر خدا مى بیند و تمام نعمت ها و در یک جمله هستى اش را از ناحیه او مى داند و روشن است که چنین انسانى هرگز گرفتار معصیت نمى شود. گناهان در لحظه هایى رخ مى دهد که انسان از خدا غافل مى شود(3). انسانى که دائماً به یاد اوست گناه نخواهد کرد.
ا---------------
1. بحار الانوار، جلد 73، صفحه 305 و جلد 89، صفحه 242.
2. جامع الصغیر، جلد 2، صفحه 277، حدیث 6284.
3. مباحث مختلف مربوط به غفلت; از جمله عوامل غفلت، عواقب شوم غفلت، نشانه هاى غفلت، راه هاى زدودن غفلت، غفلت مثبت و منفى و دیگر مباحث مربوطه را در کتاب اخلاق در قرآن، جلد دوم، صفحه 324 به بعد، مطالعه فرمایید.

چرا شیطان توبه نمیکند؟؟؟

سۆالی مطرح است و آن اینکه شیطان با این که می‌داند در آینده‌ای نه چندان دور در آتش بزرگ جهنم گرفتار می‌شود؛ چرا توبه نمی‌کند؟
 
در پاسخ به سۆال یادشده می‌توان چنین گفت:
پاسخ 1)
بین دانستن و عمل کردن تفاوت وجود دارد. انسان می‌تواند به خیلی از مسائل علم داشته باشد، ولی به علت اهمیت ندادن یا به جهت پیروی از هوای نفس و ... مخالف علم خودش عمل کند. قرآن کریم درباره عده‌ای می‌فرماید:

ادامه نوشته

سبقت مجاز با سبقت غیر مجاز

خیلی از ما از وسایل نقلیه عمومی برای رفت و آمد استفاده می‌کنیم...  
 
 یکی از فرصت‌هایی که دیر به دست مان می آ‌ید و زود هم از دست مان می‌رود؛ فرصت انجام کار خیر و رفع نیاز از نیازمندان است.    خداوند مهربان در آیه 148 سوره نورانی بقره، اهمیت انجام کار خیر را به ما گوشزد کرده و می‌فرماید:    «وَلِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرَات أَیْنَ مَا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ا ِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» «هر طایفه‏اى قبله‏اى دارد که خداوند ن را تعیین کرده است (بنابراین، زیاد درباره‌ی قبله گفتگو نکنید! و به جاى آن)، در نیکى‏ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید! هر جا باشید، خداوند همه‌ی شما را (براى پاداش و کیفر در برابر اعمال نیک و بد، در روز رستاخیز)، حاضر مى‏کند زیرا

ادامه نوشته

8دوربینی که مارا می پایند.....


سخن مشهوری است که می‌گوید: «انسان‌ها همانگونه زندگی می‌کنند که می‌اندیشند.»  مهم نیست که در اندیشه ات، به خدا برسی؛ مهم این است که خدا را در لحظه هایت جاری و سایه اش را بر سر اعمالت، مستدام بدانی.
خدای رحمت کناد! پیرجماران، حضرت امام راحل(قدس سره الشریف) را. یکی از غرر کلماتی که از کام و کلام حضرتش، تراوید این بود: «عالم محضر خداست، در محضر خدا گناه نکنید!»
او خود پیش و بیش از دیگران به آنچه می‌گفت، ایمان داشت و با پایبندی عملی بدان نشان داد که تا پشت پرده‌های عصمت رفتن، کاری ممکن است.
از مِثل امام(ره)، جز این انتظار نبوده و نیست که در ذهن و زبانش، وامدار قرآن بود و از خوان معرفت عِدل قرآن، پیشوایان پاک(علیهم‌السلام)، ارتزاق می‌کرد.
خداوند در جای جای قرآن، فرایادمان می‌آورد که خلوت و جلوت نسبت بدو، معنا ندارد. این مفاهیم ساخته و پرداخته ذهن مرز‌ساز و اندیشه ناراست انسان‌های تهی‌ایمانی است که گمان برده‌اند خلوت از جلوت جداست. انسان‌های پاک‌پیشه، اما چنین گمان سوئی ندارند. ایشان در محضر خدا، شرم از فکر گناه دارند چه رسد فعل گناه.
اینک، این مصحف به‌حق‌ناطق، فراروی ماست، گذر و گذاری کنیم بر آیاتی که تحذیر و تذکار می‌دهند که در تیررس چشمانی تیزبین هستیم که خلوت و جلوتمان، پیش آنها یکی است.
 
شاهد اول:

ادامه نوشته

اثبات ولایت فقیه ازطریق قران چگونه است؟؟؟

 اثبات ولایت فقیه از طریق قرآن چگونه است؟

- ابتدا، توجه به این نکته لازم است که گاه گمان می‌شود که تنها مدرک اسلامی بودن یک مسأله، مطرح شدن آن به صورت صریح در قرآن کریم است و حال آنکه عقل و سنّت نیز هر یک دلیل و مدرک معتبری در کنار قرآن است و اسلام را می‌توان و بلکه باید از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنّت و عقل) شناخت. حال به توضیح این مسأله می‌پردازیم که قرآن کریم که روشن‌گر راه هدایت است برخی از امور را خود به طور مستقیم و بدون واسطه بیان کرده است مانند کلیات بسیاری از احکام؛ و برخی از امور را به طور غیرمستقیم و با واسطهٔ پیامبران بیان کرده است ولی....

ادامه نوشته

چرانام ائمه درقران ذکر نشده است؟؟؟

- چرا نام ائمه (ع) در قرآن ذکر نشده است؟

- این‌گونه موارد در قرآن کم نیست و ناشی از حکمت و مصلحتی است. بهتر است این سؤال را به گونه‌ای دیگر مطرح کنیم که: اساساً چرا نام چهارده معصوم (ع) در قرآن نیامده و چرا ...؟ امّا پاسخ: اولاً مگر نام خود پیامبر (ص) در قرآن نیامده است؟ پس چرا بسیاری از کفار و مشرکان تنها آنگاه که مجبور شدند؛ به ظاهر اظهار اسلام نمودند. مگر امروزه حتی در میان مسلمانان تردیدهایی نسبت به آن حضرت القا نمی‌کنند؟ آیا بودن نام پیامبر (ص) در قرآن همهٔ شبهات را رفع نموده است؟ مسلماً این چنین نیست. بنابراین تصور نشود اگر فرضاً نام حضرت علی (ع) در قرآن مذکور می‌شد دیگر اختلافی در کار نبود. ثانیاً بنای کار خداوند در قرآن بر بستن همهٔ راه‌های شبهه و تردید نیست. در آیهٔ شریفهٔ سورهٔ انعام می‌فرماید: {وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ} «اگر ما پیامبران را از بین فرشتگان خود نیز انتخاب می‌کردیم آنان را به صورت انسانی قرار می‌دادیم و همان لباس که مردان می‌پوشند بر آنان می‌پوشاندیم». یعنی همواره جای شبهه باقی است و هنر آن است که از میان این همه شبهات و سنگلاخ‌ها حقیقت دیده شود و راه صحیح طی گردد.
ثالثاً گرچه نام علی (ع) در قرآن نیامده است ولی به تصریح مفسّران و دانشمندان شیعه و سنّی در برخی از آیات قرآن آن حضرت با وصف معرفی شده‌اند مثلاّ آیه: {إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ}. تنها ولی شما خدا و رسول و مؤمنانی هستند که نماز را به یاد داشته و به فقیران در حال رکوع زکات می‌دهند». به تصریح مفسّران، این آیه در شأن حضرت علی (ع) نازل شده است، آنگاه که حضرت انگشتری خود را در رکوع به سائل دادند. آیا همین آیه کافی نیست که ولی مؤمنان مشخص گردیده و تا هنگامی که او باشد نوبت به دیگران نرسد.

برای آگاهی بیشتر ر. ک:
1- آن گاه هدایت شدم، تیجانی
2- امامت و رهبری، استاد مطهری
3- رهبری امام علی (ع)، (ترجمه المراجعات) علامه شرف الدّین، مترجم: محمد جعفر امامی
4- بررسی مسائل کلی امامت، ابراهیم امینی
5- شیعه و تهمت‌های ناروا، محمد جواد شری

آیادربهشت زادو ولد هم هست؟؟؟

سوالی که بعد از اسلام برای مسلمانان مطرح بوده این بوده که بهشت چه ویژگی هایی داره؟
 
آیا بهشتیان با همسران خودشون توی بهشت زندگی میکنن؟؟؟
 
اگه با هم هستن پس مسئله حورالعین چی میشه؟؟
 
اگه حورالعین برای مردهاست پس زنها چطور از این نعمت استفاده میکنن؟؟؟
 
و سوالاتی از این دست...
 
برای دونستن پاسخ این سوالات باید نگاهی به قرآن و روایات اسلامی بندازیم و جواب این سوالات رو از نظر اونا جویا بشیم:
 
قرآن کریم در


ادامه نوشته

آیا چشم زخم حقیقت دارد؟؟؟


بررسی آیات و روایاتی كه به مسأله چشم زخم اشاره دارند
چنانكه می‌دانیم معروفترین آیه‌ای كه در آن به چشم و آثار مخرب آن اشاره شده‌است آیه 51 سوره مباركه قلم است كه خداوند در این آیه خطاب به رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله چنین می‌فرماید: وَ إِنْ یَكادُ الَّذینَ كَفَرُوا لَیُزْلِقُونَكَ‏ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ؛
 
و آنان كه كافر شدند، چون قرآن را شنیدند چیزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند، و مى‏گفتند: «او واقعاً دیوانه‏اى است.»
 
در تفسیر این آیه شریفه نظرات گوناگونی از سوی مفسران ارائه شده است؛
 

ادامه نوشته

آیا سونوگرافی ناقض آیات قران است؟؟؟

بر مبنای آیه 34 سوره لقمان، آگاهی نسبت به جنین در انحصار علم خداست. آیا تعیین جنسیت از طریق دستگاه سونوگرافی، مفاد این آیه قرآن را نقض می‌کند؟
مرحوم طَبْرِسی( که به غلط طَبَرسی گفته می‌شود) در "مجمع‌البیان" روایتی را می‌آورد که 5 امر غیبی است که کلیدش نزد خداست و بس. آنگاه می‌گوید: خداوند در آیه‌ای از قرآن بدین مفاتیح پنج‌گانه اشاره کرده است:
إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ الساعَةِ وَ یُنزِّلُ الْغَیْث وَ یَعْلَمُ مَا فى الاَرْحَامِ وَ مَا تَدْرِى نَفْسٌ مَّا ذَا تَکسِب غَدًا وَ مَا تَدْرِى نَفْس بِأَى أَرْضٍ تَمُوت إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرُ):(بدرستى علم رستاخیز پیش خدا است، که باران فرود آورد، و آنچه را در رحم‌ها است بداند، کسى نمى‌داند که فردا چه مى‌کند و کسى نمى‌داند که در کدام سرزمین مى‌میرد، اما خدا دانا و آگاه است(34/لقمان).
یکی از این امور پنچگانه غیبی عبارت است از: علم به جنین و به تعبیر قرآن،

ادامه نوشته

رابطه جنسی (سکس )از منظر قران

نظرقرآن درباره دوست پسر/دوست دختر بازی:  
 
قرآن صراحتاً از ایجاد و برقراری رابطه ی دوستی میان دختران و پسران نهی فرموده و آنرا حرام اعلام میکند:  
 
تا آنجا که میگوید یک زن و دختر مومن هرگز نباید با یک مرد یا پسر رابطه ی دوستی داته باشد یعنی این کار را حرام اعلام میکند:«وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان‏»نساء آیه 25  
 
و یا «وَ لا مُتَّخِذی أَخْدان‏» مائده-آیه 5  
اما نکته ای که بسیار مهم است این است که

ادامه نوشته

چرا درقتل 2شاهد ولی درزنا4 شاهد؟؟؟

یکی از سوالات مهم توی فلسفه ی احکام اینه که چرا برای فلان فعل، فلان عقوبت و یا فلان شرایط قرار داده شده.مثلا بین جرم قتل و زنا، مسلماً و یقیناً، قتل از زنا،جرمش سنگین تره اما می بینیم که دین اسلام برای اثبات جرم قتل گفته که 2 تا شاهد کافیه اما برای اثبات اینکه،آیا دو نفر زنا کردن یا نه میگه باید 4 نفر شاهد باشن تا این جرم به اثبات برسه.
قرآن میفرماید:«وَ اللاَّتی‏ یَأْتینَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِکُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْکُم‏» نساء - 15
 
یعنی کسانی از زنان شما که مرتکب زنا شوند،برای(اثبات جرم)آنها چهار شاهد بطلبید.
 
تازه قرآن میگه اگه سه شاهد بیان و چهارتا نباشن اون سه نفر رو به حکم اینکه دارن به دو نفر تهمت میزنن باید 80 ضربه شلاق زد:«وَ الَّذینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانینَ جَلْدَةً » نور-4  یعنی اونایی که به زنان پاکدامن تهمت میزنن و 4 تا شاهد نمی آرن(برای این ادعاشون) بهشون 80 ضربه شلاق بزنید.
 
علت این کار هم اینه که.......

ادامه نوشته