گفتگوی شیطان چاق با شیطان لاغر


شیطان چاقی با شیطان لاغری ملاقات کرد و گفتگوی آن ها به صورت زیر انجام شد:


شیطان چاق: تو چرا این چنین لاغر و ضعیف شده ای؟


شیطان لاغر: من بر شخصی مسلط هستم(مأمور گمراه نمودن او می باشم)،ولی او در آغاز هر کاری،مانند خوردن،آشامیدن،آمیزش و... می گوید : بسم الله؛به نام خدا.))


از این رو از نفوذ در او و شرکت در کارهای او محروم می باشم،و همین موجب لاغری من شده است،ولی بگو بدانم تو چرا چاق هستی؟


شیطان چاق: چاقی من به خاطر آن است که شاد هستم؛زیرا بر یک شخص غافل و بی تفاوت مسلط می باشم که در هیچ کاری بسم الله نمی گوید؛هنگام ورود به خانه و هنگام خروج،هنگام خوردن،نوشیدن،آمیزش و... در هر کاری،آن چنان غافل و سرگرم است که اصلا به یاد خدا نیست.