کسی که دین را نمیپذیرد....
آخرین سخن ما با كسى كه دین را نمىپذیرد، چیست؟
برخى رانندگان، وسائلى را كه احتمال مىیدهند در جاده مورد نیازشان باشد همراه خود برمىیدارند، (از قبیل زنجیر چرخ، جك، چرخ اضافه، چراغ سیار) و بعضى بىیخیال به جاده مىیروند، چیزى با خود برنمىیدارند. به هر حال، یا نیازى به این وسائل پیش مىآید و یا پیش نمىآید. اگر نیازى نبود، رانندهاى كه آنها را برداشته، ضررى نكرده فقط چند كیلو بار اضافه حمل كرده است ولى اگر به آن وسائل نیاز شد، كسى كه آنها را برنداشته در وسط جاده چه خواهد كرد؟
آرى، شرط عقل آن است كه انسان نسبت به حوادث احتمالى، پیشبینى لازم را بكند. بعد از این مثال به سراغ دین مىرویم؛
پیامبران از حساب و كتاب پس از مرگ در قیامت خبرهایى داده و دستوراتى دادهاند. گروهى پذیرفته و گروهى منكر شدهاند. كسانى كه پذیرفتهاند در شبانهروز چند دقیقهاى با خدا گفتگو كرده و نماز مىخوانند. در سال چند روزى غذاى ظهر را تا به غروب تأخیر انداخته و از انجام برخى كارها دورى كردهاند. بر فرض كه حساب و كتابى در كار نباشد، چه ضررى كردهاند و چه چیزى را از دست دادهاند؟ ولى كسانى كه به نداى انبیا گوش ندادند، اگر با حساب دقیق خداوند برخورد كنند و دستشان خالى باشد، چه خواهند كرد؟
آرى، عاقل كسى است كه حتى اگر یقین به قیامت ندارد به خاطر حساب و كتاب، خود را آماده كند و هشدارهاى انبیا را جدى بگیرد.
هنگامى كه فرعون تصمیم گرفت موسىعلیه السلام را بكشد، یكى از اطرافیان فرعون كه ایمان خود را كتمان كرده بود گفت: آیا كسى را كه مىگوید پروردگار من اللّه است و دلائل روشنى براى شما آورده، مىكشید؟ اگر دروغ بگوید به ضرر خودش خواهد بود (و كارى به حكومت شما ندارد) ولى اگر راست بگوید، آن قهر و عذابى را كه به منكران وعده مىدهد به شما خواهد رسید. «اِن یك كاذباً فعلیه كِذبُه و اِن یَكُ صادقاً یُصِبكم بَعض الّذى یَعِدكم»
برخى رانندگان، وسائلى را كه احتمال مىیدهند در جاده مورد نیازشان باشد همراه خود برمىیدارند، (از قبیل زنجیر چرخ، جك، چرخ اضافه، چراغ سیار) و بعضى بىیخیال به جاده مىیروند، چیزى با خود برنمىیدارند. به هر حال، یا نیازى به این وسائل پیش مىآید و یا پیش نمىآید. اگر نیازى نبود، رانندهاى كه آنها را برداشته، ضررى نكرده فقط چند كیلو بار اضافه حمل كرده است ولى اگر به آن وسائل نیاز شد، كسى كه آنها را برنداشته در وسط جاده چه خواهد كرد؟
آرى، شرط عقل آن است كه انسان نسبت به حوادث احتمالى، پیشبینى لازم را بكند. بعد از این مثال به سراغ دین مىرویم؛
پیامبران از حساب و كتاب پس از مرگ در قیامت خبرهایى داده و دستوراتى دادهاند. گروهى پذیرفته و گروهى منكر شدهاند. كسانى كه پذیرفتهاند در شبانهروز چند دقیقهاى با خدا گفتگو كرده و نماز مىخوانند. در سال چند روزى غذاى ظهر را تا به غروب تأخیر انداخته و از انجام برخى كارها دورى كردهاند. بر فرض كه حساب و كتابى در كار نباشد، چه ضررى كردهاند و چه چیزى را از دست دادهاند؟ ولى كسانى كه به نداى انبیا گوش ندادند، اگر با حساب دقیق خداوند برخورد كنند و دستشان خالى باشد، چه خواهند كرد؟
آرى، عاقل كسى است كه حتى اگر یقین به قیامت ندارد به خاطر حساب و كتاب، خود را آماده كند و هشدارهاى انبیا را جدى بگیرد.
هنگامى كه فرعون تصمیم گرفت موسىعلیه السلام را بكشد، یكى از اطرافیان فرعون كه ایمان خود را كتمان كرده بود گفت: آیا كسى را كه مىگوید پروردگار من اللّه است و دلائل روشنى براى شما آورده، مىكشید؟ اگر دروغ بگوید به ضرر خودش خواهد بود (و كارى به حكومت شما ندارد) ولى اگر راست بگوید، آن قهر و عذابى را كه به منكران وعده مىدهد به شما خواهد رسید. «اِن یك كاذباً فعلیه كِذبُه و اِن یَكُ صادقاً یُصِبكم بَعض الّذى یَعِدكم»
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۵ ساعت 20:27 توسط سجاد انجام
|